مرتضى مطهرى
206
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
ما پند و اندرز مىدهد . آنها كه براى تاريخ بُعد الهى قائل هستند به همين معنا بعد الهى قائلند ، نه آنكه معناى الهى اين است كه هيچ عاملى در كار نيست ؛ خدا بهطور جبر ، به صورت عاملى بيرون از تاريخ و به صورت يك عامل بيرونى مىآيد وضع تاريخ را تغيير مىدهد ، مثلًا يك فرشته از بيرون مىفرستد كه بيايد مجراى تاريخ را عوض كند و بعد برود سر جاى خودش بنشيند . اينطور نيست . اين عامل ، خارج از تاريخ هست ، داخل آن هم هست . خارج است به معناى اينكه عكس العملى است حكيمانه كه اين جهان در مقابل آن نشان مىدهد ، و داخل است به اين معنا كه اصلًا تاريخ به صورت يك امر مجزا از ساير اجزاء دستگاه عالم وجود ندارد . قبلًا گفتهايم اصل دوم ديالكتيسينها ( اصل تأثير متقابل ) معنايش اين است كه هيچ چيزى به صورت مستقل در عالم وجود ندارد ، هر چه در عالم وجود دارد به صورت يك جزء و يك عضو وجود دارد . نظريهء مذكور بيش از اين نمىگويد . بُعد الهى تاريخ معنايش اين است كه جامعهء انسانى بايد خود را به منزلهء عضوى از كل جهان هستى بداند « 1 » . در اين صورت است كه بينش ما دربارهء تاريخ بينش سازنده است ؛ يعنى آنچه كه اينها مىگويند ، درست عكس قضيه است و سازندهترين بينشها همين است . بعد كه برسيم به مسئلهء تكامل ، خواهيد ديد كه اينها در توجيه تكامل ، حسابى درماندهاند . تا اينجا اين مقدار گفته شد كه ما ملاك تكامل را چه امورى بدانيم ؟ قدرت بدانيم ؟ زر بدانيم ؟ زور بدانيم ؟ امور مادى بدانيم ؟ تكنيك بدانيم ؟ آيا امور معنوى را هم قائل باشيم ؟ اينها هم بالاخره مجبورند كه بگويند جنبههاى معنوى را نيز بايد در نظر گرفت . بعد اين بحث مطرح مىشود كه آيا تاريخ هدف دارد يا هدف ندارد ؟ نمىتوانند هدف را مشخص نمايند كه اگر هدف دارد هدف چيست ؟ لااقل حتى جهت چيست ؟ وقتى مىگوييم « تكامل » به كدام سو تكامل است ؟ بعضى طرح مىكنند كه آيا تاريخ مبدئى و منتهايى دارد ؟ جايى هست كه آخرين حد كمال است ؟ مؤلف به اين تعبير نمىگويد ولى بعضى ديگر گفتهاند كه كمال وجود ندارد تكامل وجود دارد ، چون كمال يك مفهوم استاتيك است و تكامل يك مفهوم ديناميك . تاريخ همينطور رو به كمال است ولى خود كمال وجود ندارد ، يعنى يك مسير غير متناهى است . حال اين مسئله را فعلًا طرح نمىكنيم . درماندگى در تفسير تكامل بسيار خوب ، به قول شما كمال وجود ندارد تكامل وجود دارد . آيا در خود تكامل ، راه ، مشخص
--> ( 1 ) كل هم كه مىگويد مقصودش منظومهء شمسى نيست .